تبليغاتX
قالب وبلاگ
علمای شیعه

سایت بزرگان
آمار وب
اوقات شرعی
تصاویر و سخنان

اعمال روز اول ماه‏

1- روزه گرفتن به شکرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمؤمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع‏الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (ص) و علی (ع) در این روز.

3- غسل کردن و پوشیدن لباس نو

اعمال روز هشتم ماه‏1- در این روز خواندن زیارت امام حسن عسگری (ع) و امام زمان (ع) مستحب است.

اعمال روز نهم ماه‏این روز، روز عید و جشن و شادی بزرگ برای مؤمنان به مناسبت به امامت و خلافت رسیدن صاحب الزمان (ع) است. لذا اعمال زیر در این روز پسندیده است.
1- اطعام به دوستان و ایجاد فرح و شادی در بین آنان.
2- پوشیدن لباس نو.
3- شکر و عبادت خداوند متعال.
4- گشاده دستی و فراوانی برای خانواده.

اعمال روز دوازدهم ماه‏اعمال مستحب در این روز به شکرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:
1- روزه گرفتن.
2- دو رکعت نماز مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.

اعمال روز هفدهم ماه‏اعمال مستحبی در میلاد رسول خدا(ص) و امام صادق (ع) چنین است:
1- غسل کردن.
2- زیارت پیامبر و امیرمؤمنان از دور یا نزدیک‏
3- روزه‏داری. طبق روایت، روزه‏داری در این روز برابر با روزه یک سال است.
4- دو رکعت نماز هنگام بالا آمدن آفتاب.
در هر رکعت پس از حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره توحید خوانده شود.
5- گرامی داشتن مسلمانان و صدقه دادن.
6- جشن و شادی کردن.
7- به مشاهد شریفه رفتن.

[ ششم بهمن 1390 ] [ 1:9 ] [ سید محمود سجادی ]

علامه مجلسى و شخص بى‏دين


به محضر مبارك علامه ملا محمد تقى مجلسى گفت: آقا جان! ديوار به ديوار محدث شيخ حرّ عاملى در أمل الامل مى‏نويسد: «ملا محمدتقى مجلسى فاضلى عالم، محققى متبحّر، زاهدى عابد، ثقه متكلّم و فقيه از معاصرين است.»

«روضات الجنّات» مير محمدحسين خاتون آبادى نوه مجلسى دوم در كتاب «حدائق المقرّبين» درباره جدّ خود نوشته است: «ملا محمدتقى شاگرد ملا عبدالله شوشترى و شيخ بهاء الدين عاملى رحمهماالله بوده، در روزگار خويش در زهد و تقوى و عبادت و پارسائى، نسخه ثانى استادش ملاّ عبداللّه بوده است. در ايام حيات خود پيوسته مشغول به رياضيات و مجاهدات و تهذيب اخلاق و عبادات و ترويج احاديث خاندان پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و سعى در برآوردن حوائج مؤمنين و هدايت خلق بوده، و به يمن همتش احاديث اهل بيت انتشار يافت، و به نور هدايتش جمع بسيارى هدايت يافتند.»

علاّمه جليل آقا احمد كرمانشاهى در كتاب «مرآت الاحوال» درباره جدّش ملاّ محمدتقى مجلسى مى‏نويسد: «از اجازات او معلوم مى‏شود كه مادر وى عالمه صالحه دختر ملاّ درويش محمد اصفهانى، فاضل عامل و مقدّس كامل از شاگردان شهيد ثانى، و پدر درويش محمد مجتهد كامل اوحدى شيخ حسن عاملى، و پدر آن جناب ملا مقصود على عارفى صاحب كمال و مقدّسى نيكو مقال بوده است. وى اشعار بسيار خوب مى‏سروده و به مجلسى تخلّص داشته، لذا سلسله او مشهور به «مجلسى» شده‏اند. دوران وى مردم آشنائى بسيار كمى با احاديث اهل بيت عصمت و طهارت داشتند؛ از اين رو به ترويج و ترجمه و شرح احاديث همّت گماشت و شاگردان زيادى در اين زمينه تربيت كرد؛ فرزندش، محمّد باقر نيز راه پدر را با جدّيّت پى گرفت. در روزگار صفوى جنبشى بالنده در تدوين و تدريس و تحقيق متون حديثى پديد آمد. مرحوم محمدتقى مجلسى در سال 1070 در سن شصت و هفت سالگى رخت به جهان باقى كشيد.» (مهدى موعود: ترجمه جلد 13 بحار الأنوار: 53 ـ 54)

 خانه ما يك همسايه دارم، خيلى آدم بى‏دينى است، چه كنم؟ جايم را هم نمى‏توانم عوض كنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم كه او را با خدا آشتى بدهم، چه كنم؟

فرمود: ببين يك شب مى‏توانى دعوتش كنى، من هم مى‏آيم، دو كلمه با او حرف بزنم، گفت: نمى‏دانم مى‏آيد يا نه.

آمد به آن شخص لات مسلك گفت: ببخشيد! ما همسايه شما هستيم، شما هر شب اينجا جلسه آواز و مطرب و شلوغى تا صبح، البته ما كه مزاحمتان نيستيم، اما يك شب شام به خانه ما تشريف بياوريد.

گفت: عيبى ندارد، فردا شب مى‏آيم، آمد و گفت: آقا! فردا شب مى‏آيد، فرمود:

 من نمازم را مى‏خوانم و مى‏آيم.

زودتر ایشان آمد و نشست، آن لات، قلدر و چاقوكش آمد، چشمش به ملا محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد كه این را براى چه دعوت كرده‏اى؟

نه سلامى و نه علیكى، آمد و یك گوشه نشست و تكیه داد، سكوت كرد، بعد گفت: یك سؤال، مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمود: بپرسید، گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏گویید؟

ایشان فرمودند: ما كه هیچ چیزى نمى‏گوییم، چون ما كه از خودمان چیزى نمى‏گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال الصادق و...، ما از خودمان چیزى نمى‏گوییم.

علامه به آن لات گفت: شما چه مى‏گویید؟ گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است كه در این دنیا صفا داشته باش.

فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏فهمم، گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏دانى؟
 
فرمود: نه، من زبان شما را كه نمى‏فهمم، من زبان طلبه‏ها را مى‏فهمم، صفا داشته باش یعنى چه؟

گفت: یعنى نمك كسى را چشیدى، نمك‏دان را نشكن.
گفت: عجب! بعد به آن لات گفت: چند ساله هستى؟ گفت: به سن و سالم چكار دارى؟ گفت: شصت سال.
فرمود: در این شصت سال تا حالا نمك خدا را خوردى؟

آن لات سرش را پایین آورد، نمك خدا؟ ما كه از رحم مادر نمك خدا را خوردیم، نكند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمك‏دان را شكستى؟ ما كه شصت سال است نمكدان را شكسته‏ایم.

بلند شد، مرحوم مجلسى فرمود: كجا مى‏روى؟ بلند بلند گریه كرد و رفت.
صاحبخانه دوید و گفت: آقا! شام، گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏خواهم.
برگشت و گفت: آقا! چكارش كردى؟ علامه فرمود: معالجه شد،با خدا آشتى كرد.


برچسب‌ها: شیخ حسین انصاریان, علامه مجلسی, بی دینی, داستان
[ سی ام دی 1390 ] [ 15:32 ] [ سجاد قندی ]

عمل مسئولین سازنده ایمان مردم است

 هزاران نامه‌ی دعوت به حسین علیه‌السلام نوشتند؛ او را دوست داشتند و با دشمنانش دشمن بودند؛ اصلاً شیعه‌ی او بودند. اما ناگهان ورق برمی‌گردد... همین‌ها نه تنها از او حمایت نمی‌كنند بلكه به قتل او اتفاق می‌كنند. موضوع، آن‌قدر هولناك و عجیب است كه هر وجدان بیداری را تكان می‌دهد. اگر آنها این‌چنین لغزیدند، چه ضمانتی وجود دارد كه ما نلغزیم؟ دغدغه‌ای كه باعث شد در یك جمعه شب زمستانی، بعد از نماز مغرب و عشا به منزل حضرت آیت‌الله خوشوقت برویم. آیت‌الله خوشوقت –از نخستین شاگردان علامه طباطبائی و از برجسته‌ترین عالمان اخلاق- در این گفت‌وگو به تبیین چرایی این انحراف مردم كوفه و راه مصون ماندن جامعه‌ی ما از این انحراف می‌پردازند.
تاكنون تحلیل‌های زیادی از علت بی‌وفایی مردم كوفه و آن حركت عجیبشان در پشت كردن به حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام ارائه شده است؛ تحلیل حضرت‌عالی از چرایی این اقدام مردم كوفه چیست؟

مشكل اهل كوفه این بود كه ایمانشان ضعیف بود. حضرت را تا جایی دوست داشتند كه برای خودشان ضرری نداشته باشد. آنها بی‌دین كه نشدند؛ مثل خیلی از شیعیان امروز فقط ایمانشان ضعیف بود. بیچاره‌ها حتی قلوبشان با امام حسین علیه‌السلام بود و با دشمنان او دشمن بودند، اما وقتی احساس كردند كه خطری هست، عقب كشیدند. ابن ‌زیاد تهدید كرد و گفت شما را می‌كُشم، دست می‌بُرم، پا می‌بُرم، در رفتند؛ ترسیدند. اگر كمی ایمانشان قوی بود و نترسیده بودند، به میدان می‌آمدند و شهید می‌شدند؛ همان‌طور كه امام حسین علیه‌السلام با افتخار می‌رود در دل خطر. كوفیان اما این باور را نداشتند. گفتند تا چرخ زندگی‌مان می‌چرخد، تا مزاحمت مالی و جانی در كار نیست، در كنار اهل‌بیت علیهم‌السلام هستیم. به همین خاطر وقتی دیدند اگر به طرف امام حسین علیه‌السلام بروند كشته می‌شوند، نرفتند.

همراه عکس و فیلم و صوت مصاحبه

برچسب‌ها: آیت الله خوشوقت, امام حسین, علامه طباطبایی, استاد اخلاق
ادامه مطلب
[ بیست و هفتم دی 1390 ] [ 12:6 ] [ سجاد قندی ]


برچسب‌ها: امام حسین, ع
[ بیست و سوم دی 1390 ] [ 21:6 ] [ سجاد قندی ]

انا لله و انا الیه راجعون

سحرگاه امروز، شنبه هفدهم دی ماه یکهزار و سیصد و نود مصادف با سیزدهم ماه صفر یکهزار و چهار صد و سی و سه، حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمّد شاه آبادی در یکی از بیمارستان های تهران، دار فانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.

متعاقبا، زمان مراسم تشییع و ختم آن عارف بزرگ و عالم وارسته به اطلاع عموم مومنین خواهد رسید.


برچسب‌ها: آیت الله شاه آبادی, رحلت آیت الله شاه آبادی, انا لله و انا الیه راجعون
[ هفدهم دی 1390 ] [ 13:13 ] [ سید محمود سجادی ]
متن استفتا و پاسخ آن به شرح زیر می باشد:

ضمن عرض سلام به محضر مبارک فاضل و دانشمند و فقیه و مجتهد زمان، حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى، از جهت کسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زیر تقدیم مى گردد.


از کرمانشاه غلامحسین توانا


آیت الله مکارم، اى فقیه نیک نام
اى همه عزّ و کمال و رفعت و جاه و مقام
اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت کلام و وى همه نغزت پیام!
مکتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
فاضل و عادل به گیتى، حاذق فقه و کلام
متن «تفسیر نمونه» منحصر شد در جهان
آفرین بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
هر پیامش بى نظیر و هر بیانش دلپذیر
متنِ شیرین و روانش دل برد از خاص و عام!
ضمن تقدیم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاک مرد گوهر فرخنده نام
آنچه اکنون گشته سنگین، حلّ این معضل بود
این گِره بگشاى و واکن باب رحمت روى عام
نیک دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتواى فقیهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سیگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زیانى، پس ضرر باشد کدام؟
این سموم بس کشنده روز و شب بیع و شرا
مى شود اینجا و آنجا با کمال اهتمام
فرض آنکه عایداتش باشد از انجم فزون
مى نیارزد آنچه دارد مرگ و بیمارى مدام!
مى نیارزد تا که انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم کى پسندد این غُل و زنجیر و دام؟
این چنین چیزى که دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزیعش مدام؟
سالیانه صدهزاران مرده اند از این طریق
این ستم، گر نیست نقمت، پس چه باید داد نام
چیست فتواى شما در محو این «امّ الفساد»؟
یا چه دستورى نماید منع آن را تا قیام؟
اى فقیه بافضیلت! رأى خود کن آشکار
هر که گردد روسیاه و یا که گردد شادکام!
طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لایزال

در سلامت پایدار و در سعادت مستدام!


پاسخ استفتاء


جناب آقاى توانا


مى کنم با نام حق آغاز، اکنون این کلام
مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
نامه ات خواندم که بد از هر نظر «فصل الکلام»
دلنشین و جامع و زیبا و جالب خوب و تام
از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
گشته ام ممنون و دارم از برایت یک پیام:
راست گفتى، مصرف «سیگار» دارد صد ضرر
بهر شیطان شد سلاح و بهر دیوان، هست دام!
شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
در فسادش شک نکن از مذهب خیرالانام!
آن که دل بندد به این «امّ الخبائث» در جهان
از حقیقت دور باشد، در طریقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
این به شکل «دود» باشد وان یکى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جایزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممکن بُوَد از خاصّ و عام!
آنچه گفتم یک اشارت بود در این مسأله
عاقلان را یک اشارت هست کافى، والسّلام!


برچسب‌ها: آیت الله مکارم, استفتاء, شاعرانه, استفتاء شاعرانه
[ هفدهم دی 1390 ] [ 1:53 ] [ سید محمود سجادی ]

در زمان حيات پربرکت حضرت امام خميني هزاران نامه از سراسر جهان بويژه از کشور عزيزمان به دفتر معظم له رسيده است که ايشان در حد مقدور به بسياري از آنها پاسخ داده اند.  

به گزارش «مرکز خبر حوزه» يکي از اين نامه‌ها، نامه خواهري از اهالي کوهدشت لرستان است که با پول و دست خود ژاکتي براي حضرت امام بافته و به ايشان تقديم کرده است.

خانم مهين محمدي از شهروندان کوهدشت لرستان در مورخه 19/11/61 خطاب به پير جماران اين گونه مي‌نويسد:

"بسمه تعالي"

محضر مبارک امام عزيز:

سلام عليکم.

"راستي اين چه روزي است فکر مي‌کنم خواب مي‌بينم و اصلا باورم نمي شود چنين روزي را که امام اين پيرجماران. نامه ام را بخواند و هديه ناقابلم را بپذيرد.

"به اي خدا من مي‌توانم اين سعادت را داشته باشم؟

امام عزيز! اينک با پول خود و با دست خود برايت ژاکتي بافتم به اين اميد که وسيله اي باشد در قيامت شاهد بگيرم که اي خدا من، امام عزيز را و نائب امام زمانت را دوست دارم. تو روا مدار دستي که براي اين امام ژاکت بافته از درگاهت نااميد برگردد. امام عزيز از شما خواهش مي‌کنم که اين هديه ناقابل را که فرسنگ‌ها راه طي نموده بپذيري و دلم را نشکني زيرا که آرزو دارم.

ولي امام جان دوست دارم چنانچه قابل استفاده نبود، حداقل يک بار هم که شده ژاکت را تن کني و آن را تبرک کني که مايه افتخار من است.

امام عزيز، خواهش ديگري هم دارم. اگر لطف نموده بوسيله خط خودتان چند کلمه اي برايم بنويسي، بي نهايت فرزندت را خوشحال مي‌کني و خدا را خيلي شکر مي‌کنم و وصيت مي‌کنم که آن چند کلمه را در قبرم همراه با خودم دفن کنند.

"التماس دعا"

"دخترت مهين محمدي"

* پاسخ امام خميني‌‌(ره)

بسمه تعالي

دخترم؛ نامه محبت آميز شما با هديه ارزشمندي که با دست خود بافته ايد، واصل شد. از ارزشهاي معنوي اين نحو هديه‌ها بايد ياد کرد که آن ارزش‌ها نزد خداوند متعال ثبت مي‌شود. خداوند تعالي امثال شما فرزندان متعهد را براي اسلام حفظ و افزون نمايد، و ماها و شماها را با رحمت خويش قرين فرمايد.

والسلام عليک و رحمة الله 10 جمادي الاولي 1403- روح الله الموسوي الخميني

* و اما 20 سال بعد ...

خانم مهين محمدي به همراه همسرشان از کوهدشت عازم تهران هستند که در يک سانحه ي دلخراش رانندگي او و دو فرزندش در دم جان مي‌دهند وهمسرشان «علي» راهي بيمارستان مي‌شود واز اين حادثه جان سالم به در مي‌برد.

خانم بتول محمدي ،خواهرمرحومه محمدي نقل مي‌کند، خانواده ما از اين مصيبت سنگين بسيارمتاثر بود و شب اول قبر تا صبح، کنار قبر آن عزيزان از دست رفته به گريه و زاري و خواندن قرآن و دعا مشغول بوديم. تا اين که نزديکي‌هاي صبح براي لحظاتي به خواب فرو رفتم، خواهرم را ديدم که با لحني نگران و عصباني چيزي را از همسرشان درخواست مي‌کردند، و مرتب تکرار مي‌کرد که من از همسرشان بگيرم و برايش بفرستم.

بيدار شدم و چيزي نگفتم ، و دوباره به خواب فرو رفتم و باز هم ايشان را ديدم که هم چنان با سماجت و نگراني به من اصرار مي‌کرد و مي‌گفت از علي(همسرشان) بگير و برايم بياور،!

وقتي بيدار شدم احساس کردم، بايد مطلب را بگويم، موضوع را با مادرم در ميان گذاشتم، بلافاصله با همسرشان تماس گرفتند؛ و ماجراي خواب مرا براي او تعريف کردند، علي آقا که در اين حادثه مجروح و در بيمارستان بستري بود گفت؛ همسرم سال‌ها پيش، نامه‌اي به امام (ره) نوشته و جواب دريافت نموده و وصيت کرده بود که دست خط حضرت امام(ره) را به منظور شفاعت به همراهشان دفن کنند. بدين طريق از جريان نامه و وصيت ايشان باخبر شديم، و موضوع را با يکي از روحانيون معزز در ميان گذاشتيم و گفت، چون وصيت کرده، بايد نامه همراه ميت دفن شود، به هر نحوي که بود نامه را پيدا کرده و با ايجاد شکافي کوچک آن را در قبر مرحومه مهين محمدي قرار داديم، پس از مدتي به خواب من آمده وگفت: من که بايد مي‌رفتم! الان از هفت مرحله به راحتي گذشتم ...

دست‌خط مرحومه حاجيه خانم مهين محمدي خطاب به حضرت امام خميني(ره) و نيز پاسخ حضرت امام(ره) عيناً درج مي‌گردد.

[ سیزدهم دی 1390 ] [ 3:59 ] [ سید محمود سجادی ]


آیت الله العظمی سید احمد خوانساری(رحمه الله) در موقع ارتحال فرمودند: از دنیا می روم در حالی که دستم خالی است، ولی به یک چیز امید دارم و آن گریه بر امام حسین(ع) است، وقتی که ایشان گریه می کردند اشکشان بر صورتشان جاری می شد. آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله العظمی گلپایگانی علیهما الرحمه هم همین طور بودند. آیت الله خمینی(رحمه الله) وقتی گریه می کردند شانه هایشان بالا و پایین می رفت و این صحنه را زیاد در تلویزیون دیده اید و حتی از طرف دوستانشان به آقای خمینی تذکر داده بودند که این صحنه در شبکه سراسری پخش می شود و حتی خارجی ها هم آن را می بینند و ممکن است سوتعبیر کنند ولی ایشان نپذیرفتند و همچنان بر مصیبت امام حسین(ع) حتی در حضور دیگران گریه می کردند در قدیم هم بکّائین زیاد بودند مثل آیت الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، میرزا ابوالقاسم عطار و میرزا اسماعیل ارباب رحمه الله علیهم.

[ یازدهم دی 1390 ] [ 23:57 ] [ سجاد قندی ]

ویژگیهای اخلاقی

زهد و ساده زیستی

او الگوی اخلاق برای نسل دیروز و امروز بود. با داشتن مقام علمی والا هیچ گاه اصول اخلاقی را فراموش نمی کرد. چنان مهر اهل بیت در جانش نفوذ کرده بود که کردارش نیز بوی علوی می داد. بعد از گذشت سالها خوشه چینان مکتب سید از زهد و ساده زیستی او به عنوان مشخصه اصلی زندگیش یاد می کنند.

با اینکه وی پرداخت شهریه هنگفت طلاب تهران، مشهد، قم و نجف را بر عهده داشت، هرگز در آنها تصرف نکرد و تا آخرین لحظه ای که در قید حیات بود، خانه ای هر چند محقر تهیه نکرد و عمرش را در منزل استیجاری گذراند. شاگردان او اکنون نیز از فرشهای نخ نمای خانه اش یاد می کنند و نشانهای بسیاری از زهد و ساده زیستی در زندگی او را به ما نشان می دهند.

احتیاط

آیت الله خوانساری، احتیاط، را اصل مسلم زندگی خود قرار داده بود آیت الله ابوطالب تجلیل می گوید: احتیاط او در امور شرعی زبانزد عام و خاص بود تا آنجا که وجوهات شرعیه را هرگز در منزل نگاه نمی داشت و آن را نزد یکی از تجار امین می گذاشت و به نیازمندان حواله می داد تا به این طریق احتمال هر نوع تصرف در آن پولها از بین برود. در امور سیاسی نیز همین شیوه را پیش گرفت.

تواضع

هر تازه وارد ابتدا ورود با قامت ایستاده او مواجه می شد. به احترام همه می ایستاد و مخصوصا برای سادات احترامی بیشتر قایل بود. به دید و بازدید تمام علما می رفت، هیچ گاه در مجلس تکیه نزد و چهار زانو ننشست و کمال ادب و تواضع را مبذول داشت و آنگاه که امام به ایران آمد، با وجود کهنسالی به دیدارش شتافت و پیروزی نور بر سپاه جهل را به ایشان تبریک گفت.

عرفان و کرامات

یکی از فضلای حوزه علمیه آنگاه که از عرفان و کسب مقامات سید احمد سخن به میان آمد ماجرای عمل جراحی او را یادآور شد که:

سید طبق اصول استنباطی خود معتقد بود مجتهد و مرجع تقلید هیچ گاه نباید در حال بیهوشی باشد در غیر این صورت بعد از به هوش آمدن، تمام مقلدین باید دوباره نیت تقلید از او کنند. به این خاطر وقتی نیاز به عمل جراحی پیدا کرد، اجازه نداد او را بیهوش کنند. سوره ای از قرآن را شروع کرد. تا سوره اش تمام شد، عمل جراحی نیز پایان ذیرفت بی آنکه نشانه ای از احساس درد در سیمای ملکوتی اش نمایان شود.

نویسنده محقق محمد شریف رازی از قول یکی از معتمدین در باره مقام عرفان و اتصال به ماوراء عالم امکان سید می نویسد: «او صاحب بینش و بصیرت خاص خویش بود... یکی از بازرگانان مورد اعتماد تهران می گفت: روزی در خدمت ایشان بودم و هیچ کس دیگر نبود آقا ناگاه فرمود: فردی در خانه است و خواسته ای دارد. عرض کردم: آقا کسی زنگ نمی زند. فرمود: چرا کسی هست این پاکت را به او بدهید تا برود. پاکت را گرفتم و جلو در آمدم، شخص محترمی را دیدم که قدم می زند. او را صدا کردم و گفتم شما زنگ زدید؟ گفت خیر. پرسیدم کاری دارید گفت آری، همسرم بیمار است و برای بستری شدن هشت هزار تومان کسری دارم... پاکت را به او دادم. او همانجا باز کرد و پولها را شمرد. درست هشت هزار تومان بود.» 

ادامه مطالب در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ دوم دی 1390 ] [ 21:21 ] [ سجاد قندی ]
[ بیست و یکم آذر 1390 ] [ 0:8 ] [ سجاد قندی ]

.: Weblog Themes By Sajad Graphic :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
به وبلاگ علمای شیعه خوش آمدید. برای مطلع شدن از بروز رسانی وبلاگ حتما و خواهشا ثبت نام کنید
با تشکر

حضرات آیات
روز شمار
ثبت نام کنید





www.olama-shie.blogfa.com

پخش زنده